نباشد و خلاصى و نجاتى براى او ميسّر نشود ؛ العَياذُ بالله نمايندهء عجز ، يا جهل ، يا بيهوده كارى ، يا ظلم صانع خواهد بود ؛ وَ قَدْ تَعالَى اللهُ عَنْ ذَلِكَ عُلُوًّا كَبيراً .
پس مراد از خلود چنان كه گفتيم ، خلود در دورهء ملكات و موافق با آثار آن تعيّنات است . « 1 » »
پاسخ از إشكال چهارم بر خلود
بر اين گفتار ، جهاتى از اشكال و ايراد وارد است كه بر مصنّف مقاله خلط شده است :
أوّلًا : اعمال نيكوى مؤمنان صراط و معبرى است براى وصول به مقام جمال و لقاى حضرت احديّت ، و صراط مستقيم است براى مقام فناء در ذات حضرت لا يزالى . و اعمال زشت كافران صراط و معبرى است براى وصول به مقام جلال كبريائى ، و صراط مُعوَج افراط و تفريط است براى مقام فناء در كبريائيّت و قهّاريّت حضرت حقّ سبحانه و تعالى . و پس از حصول نيستى و فناء محض به وسيلهء اعمال صالحه و يا اعمال طالحه ، بهشت و جهنّم است ، و آنها در زندگىِ پس از مرگ و در عالم بقاء مىباشند ؛ و بنابراين أبداً بهشت
هامش
( 1 ) « نهج البصيرة يا نامههاى حائرى » مقالهء چهارم ، ص 26 و 27 ؛ كه مجموعهء چهار مقاله و نامههائى است كه دانشمند فقيد : شيخ عبد الرّحيم صاحب الفصول مرقوم داشتهاند . اين مقالهها و نامهها توسّط جناب محترم آقاى أبو تراب هدائى گردآورى شده و به طبع رسيده است . مؤلّف محترم كتاب : مرحوم شيخ عبد الرّحيم طهرانى ، فرزند مرحوم شيخ عبد الحسين ، فرزند مرحوم شيخ محمّد حسين صاحب « فصول » است ؛ و بنابراين چون نجل آن مرحوم است به « صاحب فصول » معروف شدهاند .