تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
تمام كثرات در اينجا هست بدون يك مو و يا يك پر كاه كمى و كاستى ، غاية الامر بالله است ، يعنى نفس ناطقه ديگر نمىتواند خود را در حجاب غفلت و پندار ببيند و خود را از حقّ محجوب بپندارد ، بلكه پيوسته با شهود و لقاءِ حضرت كبريائيش ، پيوسته با تمام هويّت وجوديّه و شخصيّتِ آثار و أعمال ، ثابت و بر دوام است . اگر در اثر توبه و يا در اثر شفاعت و أمثالهما ، شخصى را به مرتبهء عالىترى برند ، باز هم همين توبه و شفاعت در آنجا به صورت ملكوتى خود مشهود ، و چون حجاب و پرده ، افعال زشت گذشته را در زير خود محجوب و پنهان مىدارد ، و يا آنها را نابود مىكند . و بنابراين ، خُلود يك حقيقت و واقعيّتى است كه هيچ جاى انكار و ردّ در آن نيست .

خلود ، يك امر واقعى و تحقّق عينى است

چون اين مقدّمات معلوم شد ، به خوبى دانسته مىشود كه : خلود يك امر قهرى و يك تحقّق عينى است . و آنچه آيات مباركات و روايات در اين باره سخن گفته است ، بيان اين تحقّق و واقعيّت بوده است . و ما براى وضوح اين معنى يك مثال مىآوريم : فرض كنيد : يك نفر شخص خطّاط ، و يك نفر شخص نقّاش ، و يك نفر نجّار ، و يك نفر آهنگر همگى زنده و داراى ملكات خطّاطى و نقّاشى و نجّارى و آهنگرى هستند ؛ البتّه اختلافات آنان در ملكه‌هاى اين صناعات جاى شبهه نيست . حال فرض كنيد : به واسطهء اغماء و بيهوشى ، يا بوسيلهء ضربه و شوك قلبى ، و يا وسيلهء داروى مخدّرِ بيهوشى همگى به حال بيهوشى و اغماء در آمده‌اند و بدنهايشان
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 389 | السيد محمد حسين الطهراني