گويا سرهاى شياطين است . دوزخيان از آن مىخورند و شكمهاى خود را از آن پر مىكنند ، و پس از خوردن از ميوهء درخت زقّوم و پر شدن شكم ، براى آنان چيزى كه در آن ، حميم سوزان و گداختهء دوزخ مخلوط شده است خواهد بود ؛ و سپس بازگشت و مصير همهء آنان بسوى آتش انبوه افروختهء جهنّم است . »
دوّم : در سورهء دخان :
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ * طَعامُ الْأَثِيمِ * كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ * كَغَلْيِ الْحَمِيمِ * خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ * ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ * ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
. « 1 »
« حقّاً كه درخت زقّوم ، طعام و غذاى شخص گنهكار و متعدّى و متجاوز است ، كه همچون فلزّ گداخته در شكمها جوش مىزند و غَلَيان مىكند مانند غليان و جوش زدن مايع داغِ در حال جوش و غليان . ( و خطاب قهر از جانب خداوند به فرشتگان رسد كه ) بگيريد او را و با قهر و غضب او را بزنيد ! و در وسط و كانون آتش انبوه گداخته بيندازيد ! و سپس بر سر او از آب داغ و حميم جهنّم بريزيد ! ( و به او از روى تمسخر و استهزاء گفته مىشود كه : ) بچش اين عذاب را ؛ تو همان مرد عزيز و گرامى هستى ! »
« درخت زقّوم » طعام گمراهان و مُكذّبان است
سوّم ، در سورهء واقعه :
وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ * فِي سَمُومٍ وَ
هامش
( 1 ) آيات 43 تا 49 ، از سورهء 44 : الدّخان