متجاوزان به حقوق ضعفاء و گردنكشان و متكبّران و مستكبران دارد كه در دنيا فتنه و فساد مىكنند ، و خونريزىها مىنمايند ، و مردم بى پناه و بى گناه را مىكشند ، و دشتها و واديها را از خون پر مىكنند ، و اگر عمرشان زياده شود و چند برابر گردد باز هم به همين نهج در روى زمين رفتار مىكنند ؛ همچنان كه دربارهء سلاطين جائر ، و حكّام جابر ، و علماءِ خَوَنه ، و نظائرهِم ديده مىشود كه در تعدّيات آنها در دنيا مقدار مشخّصى نيست بلكه هر چه از دست آنان برآيد از ستم و ظلم و تكبّر و حقّ كشى دريغ ندارند .
و بنابراين اگر در روايت ديديم - چنان كه ديديم - كه اگر مثلًا از شدّت اندوه و اشك ، روى چهرهء جهنّميان جوى جارى مىشود و سپس تبديل به جوى خون مىشود ، و يا از متعدّيان به قدر يك بيابان و دشت ، چرك خونين خارج مىشود ، هيچ جاى تعجّب نيست ، زيرا اينها مُكتسبات و دست پروردههاى خود آنهاست ،
وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
. « 1 »
قيامت و جهنّم ، ظهور و بروز همين نيّات و تعدّيات دنيوى است ؛ هر چه بيشتر ، بيشتر . اگر همين نيّات فاسده ، و أعمال قبيحه ، و عقائد باطله را بخواهند در همين زندگى گسترش دهند و به صورت ملكوتى خود بارز و ظاهر سازند ، همان جهنّم افروخته و دشتهاى چرك و خون صَديد و ضَريع دوزخ خواهد بود .
هامش
( 1 ) ذيل آيات 182 از سورهء 3 : ءَال عمران ، و 51 از سورهء 8 : الانفال ، و 10 از سورهء 22 : الحجّ