و نيز در همين تفسير دربارهء آيه :
وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ
، از سعيد بن محمّد از بَكر بن سَهل از عبد الغنىّ بن سعيد از موسى بن عبد الرّحمن از ابن جُرَيح از عَطاء ، از ابن عبّاس آورده است كه : مراد از
سُعِّرَتْ
آنست كه براى كافران روشن مىشود و آتش مىگيرد . و جَحيم بلندترين آتش از جهنّم است . زيرا كه در كلام عرب ، جحيم را به مقدار معظمى از آتش گويند ؛ مانند گفتار خداوند عزّ و جلّ :
ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ
« 1 » ، كه مراد مقدار آتش عظيمى است . « 2 »
و نيز در همين تفسير ، از پدرش از ابن أبى عُمَير از ابن بُكَير ، از حضرت صادق عليه السّلام آورده است كه :
إِنَّ فِى جَهَنَّمَ لَوَادِياً لِلْمُتَكَبِّرِينَ يُقَالُ لَهُ : سَقَرُ . شَكَا إلَى اللهِ شِدَّةَ حَرِّهِ ، وَ سَأَلَهُ أَنْ يَتَنَفَّسَ ؛ فَأَذِنَ لَهُ فَتَنَفَّسَ فَأُحْرِقَ جَهَنَّم . « 3 »
« در جهنّم يك وادى و بيابانى براى متكبّران است كه به آن سَقَر گويند . به قدرى گرم است كه از شدّت حرارت خود به خداوند شكايت كرد ، و از او درخواست كرد كه اجازه دهد تنفّسى كند ، و خداوند اجازه داد و از تنفّس آن ، جهنّم آتش گرفت . »
و اين روايت را با همين سند ، كلينى در « كافى » « 4 » و صدوق در « عقاب الاعمال » از محمّد بن حسن از محمّد بن حسن صفّار از
هامش
( 1 ) آيه 97 ، از سورهء 37 : الصّافّات
( 2 ) « تفسير قمّى » ص 713 و 714 ، در ذيل آيه 12 ، از سورهء 81 : التّكوير
( 3 ) همان مصدر ، ص 579 ، در ذيل آيه 60 ، از سورهء 39 : الزّمر
( 4 ) « اصول كافى » ج 2 ، ص 310