تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
پوست‌هاى بدن را خداوند تبديل مىكند ؟ ! حضرت فرمود : آيا نديده اى وقتى را كه يك خشت خام را بردارى و پاره و خرد كنى و آن را خاك بنمائى ، و سپس آن را در قالب بريزى و دوباره خشت كنى ؟ ! اين همان خشت است كه اصلش واحد است ، و حَدث و تغيّرى در او پيدا شده است . « 1 »

شدّت عذاب اهل جهنّم

و نيز در همين تفسير دربارهء آيه :
مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
وارد است كه : يعنى بعضى از جهنّميان را با بعضى ديگر به يك قيد و زنجير مىبندند . و دربارهء
سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ
وارد است كه : مراد از سرابيل پيراهن است . و در روايت أبو الجارود از حضرت باقر عليه السّلام وارد است كه : قَطِرَان مس گرم و گداخته است ، يعنى حرارت آن به حدّ اشدّ رسيده است . و خداوند كه مىفرمايد :
وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ
، يعنى آن پيراهنى كه از مس گداخته است جهنّمىها بر تن مىكنند ، و از شدّت گرمى آن ، صورت‌هايشان را آتش مىپوشاند . « 2 » و نيز در همين تفسير دربارهء آيه :
مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ ،
وارد است كه : مراد از آن آشاميدنىهائى كه به جهنّمىها خورانده مىشود كه صَديد است ، آن مايعى است كه از فروج زنهاى زناكار بيرون مىآيد . و دربارهء
يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 129 ، در ذيل آيه 56 ، از سورهء 4 : النّسآء ( 2 ) همان مصدر ، ص 348 ، در ذيل آيه 49 و 50 ، از سورهء 14 : إبراهيم