تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
« از جهت گناهانى كه نموده‌اند ، غرق شدند و پس از آن داخل آتش شدند ؛ و به‌هيچ‌وجه براى خود غير از خدا يار و ياورى نيافتند . » زيرا كه در اين آيه مىفرمايد قوم نوح پس از غرق شدن بلافاصله در آتش داخل شدند . و معلوم است كه آتشى بايد وجود داشته باشد تا داخل آن شوند . و من تعجّب مىكنم از كسانى كه تجسّم اعمال را إنكار مىكنند ، چگونه قائل مىشوند كه از طرفى جهنّم فعلًا موجود است و از طرفى همين جهنّمِ موجود در زمين قرار دارد ؟ زيرا اگر قائل به تجسّم اعمال در روز قيامت شديم معلوم است كه آن آتشْ حقيقت نفس همين اعمال است ، پس جهنّم همين الآن موجود است ليكن چون ملكوت اعمال است با چشم ظاهرى ديده نمىشود . و امّا اگر اين مسأله را انكار كنيم و بگوئيم آتش غير از حقيقت تجسّم اعمال است ، پس چگونه مىتوانيم بگوئيم فعلًا موجود است و محلّ آن نيز در روى زمين است ؟ اين غير از معمّا چيز ديگرى نخواهد بود ، كه مانند أنياب اغوال چيزى باشد و مادّى هم باشد و الآن هم باشد و ما آن را نبينيم !

محلّ دوزخ در زمين است

و امّا دربارهء اينكه جهنّم در زمين است چندين روايت وارد است : از جمله در « خصال » صدوق از ابن موسى از ابن زكريّاى قَطّان از ابن حبيب از عبد الرّحيم جبلىّ صيدنانى و عبد الله بن صلت ، از حسن بن نصر خَزّاز از عَمرو بن طلحه از اسباط بن نصر از سِماك بن حَرب از عِكرمه ، از ابن عبّاس روايت مىكند كه گفت : دو نفر يهودى
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 319 | السيد محمد حسين الطهراني