تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
فاصله افتادن بين آنان و بين حقّ شد ، و اين سير انحرافى تشريعى بر خلاف سنّت تكوين و متن واقع گشت . البتّه اصل خلقت شيطان از روى مصلحت بود ، و گرنه خدا نمىآفريد . و اينك هم شيطان يك مأمور خداست كه حكم بازرس دارد ، و نمىگذارد اشخاص آلوده و مبتلا به غلّ و غشّ عالم طبيعت و نفوس امّاره ، در حرم خداوند قدم گذارند . بازرسى مىكند ، و تفتيش صحيح به عمل مىآورد ؛ آنان كه پاك هستند طبق آيه كريمهء
قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ،
« 1 » شيطان را بدانها دسترسى نيست ، و آنان كه بر خدا پيشى ميگيرند و از استكبار و تكبّر بهرهء كافى دارند ، و صفات عُليا و أسماء حُسناى خدا را دزديده و به خود نسبت ميدهند ، جلوى آنها را ميگيرد و نمىگذارد در حرم خداوندى كه جاى خلوص است وارد شوند . اگر شيطان نبود ، عالم نزول و طبع و اين دنياى پر غوغا نبود . زيرا شيطان سبب نزول و هبوط آدم بدين عالم شد ؛ قبل از آن همه در بهشت بودند ، ولى بهشت عالم ذَرّ كه فقط بهشت استعداد و قابليّت بود و انسان همانند فرشتگان و حوريان قابل ترقّى و تكامل نبود . شيطان موجب نزول آدم در اين عالم و حركت و مجاهده و جستجوى حقّ و تدارك ما فات شد ، و بالاخره انسان از أسفل السّافلين با قدم مجاهده با ارادهء پروردگار حىّ قَيّوم به أعلى عِلّيّين رسيد . انسان از
هامش
( 1 ) آيه 82 و 83 ، از سورهء 38 : ص : « شيطان گفت : سوگند به عزّت تو كه تمام بنى آدم را من إغوا ميكنم ، مگر آنان كه از بندگان مخلَص تو باشند . »