إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ .
« 1 »
أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ .
« 2 »
ابليس دعوى انانيّت كرد و در مقابل حضرت حقّ ، وجود و هستى را به خود نسبت داد و گفت :
أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ
، « 3 » من از آدم بهترم ، چون مرا از آتش آفريدى و او راى از گل !
و چون آتش رو به بالا ميرود و استكبار دارد ، لذا خود را بر آب و خاك كه گل را مىسازند مقدّم و برتر مىبيند . همين استكبار بود كه خطاب « اهْبِطْ » را به شيطان رسانيد :
قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ .
« 4 »
« خداوند به ابليس گفت : پائين برو از اين بهشت ، تو چنين توان و موقعيّتى ندارى كه در بهشت خود را بزرگ ببينى و بزرگ بدانى و بزرگى كنى . پس خارج شو كه حقّاً تو از پستشدگان مىباشى . »
جهنّم ، از آنِ متكبّرين است
استكبار - يعنى خود را بزرگ ديدن - موجب هبوط و نزول شيطان از بهشت شد ، و او را ملعون و جهنّمى نمود ، و مطرود و منفور شد . چرا كه در قبال حقّ ، خود را ذى أثر دانست ، و اين خيالى است عظيم و گناهى است نابخشودنى .
بر اثر همين كِبر و تكبّر و استكبار است كه بشر هم پيوسته خود را از بهشت دور مىكند و به جهنّم و عالَمِ بُعد نزديك مىسازد . و همواره
هامش
( 1 ) آيه 74 از سورهء 38 : ص
( 2 ) ذيل آيه 75 از سوره 38 : ص
( 3 ) قسمتى از آيه 12 از سورهء 7 : الاعراف
( 4 ) آيه 13 از سوره 7 : الاعراف