دستور تكوينى حضرت حقّ سبحانه و تعالى ، فرمانبردار هستند . و همه در ذات و وجود خود مستقرّ و در حجاب ماهيّت خود ثابت و استوارند .
از ميان اين همه مخلوقات ، انسان و جنّ داراى يك خصوصيّتى هستند كه علاوه بر ماهيّت و تمايز وجودى ، آنها را از سائرين جدا كرده است ؛ و آن حسّ استقلال طلبى و انانيّت و شخصيّت و استكبار است كه در انسان بطور شديد و در جنّ به طور ضعيف موجود است . و اين حسّ موجب آن شده است كه خود را بالاتر و برتر و ارجمندتر و عالىرتبهتر از آنچه كه هست بنگرد ، و صفاتى از بهترين و عالىترين صفات چون علم و قدرت و حيات و فروع آنها را به خود نسبت دهد و از خود بداند ، و خود را كانون و مبدأ اين كمالات بداند و حق را يكسره فراموش كند .
اين حسّ ، حجابى عظيم است . زيرا بر خلاف متن واقع و حقيقت امر است . حجابى است تخيّلى و موهومى نه اساسى و اصيل چون سائر موجودات . حجابى است كه يكايك از صفات حق را گرفته و كذباً به خود نسبت ميدهد و از خود ميداند .
خلقت شيطان ، بر اساس مصلحت است
خداوند شيطان را آفريد و او را داراى خصيصهء كبر و استكبار نمود ، و نفوس بشرى به واسطهء انقياد و متابعت از او اختياراً داراى اين خصيصه شدند ، و در نتيجه خود را بزرگ ديدند ، و اين بزرگنگرى مبدأ تمام خيالات فاسده و آراء و افكار باطله و كردار نكوهيده و بالاخره عقائد و ملكات خبيثه و سيّئه گرديد ، و موجب