پى در پى سَلام ، سَلام . »
لَغْو گفتار بى فائده است ، و إثْم گناه ، و تأْثِيم سخنى است كه انسان را به گناه اندازد . قِيل مانند قَوْل مصدر است . و سَلام نيز مصدر است و معنايش گذشت .
وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ * فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ * وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ * وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ * وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ * وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ * لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ .
« 1 »
« و اصحاب يمين و اهل سعادت ؛ نميدانى چه مقام و درجه اى دارند اصحاب يمين ! در درخت سدرى كه خارهايش گرفته شده است ، و درخت موزى كه ميوهاش از پائين تا بالا چيده شده است ، و سايهء كشيده و گسترده اى كه هيچوقت كم و كوتاه و زائل نگردد ، و آبى كه پيوسته بدون انقطاع جارى شود و ريخته گردد ، و ميوههاى بسيارى كه هيچگاه ( بواسطهء زمستان و أمثال آن ) مقطوع نشود ، و انسان ( به واسطهء سيرى و يا دورى و يا خارى و يا مرضى ) از خوردن آن ممنوع نگردد . »
سِدْرٍ
درخت معروفى است . و خَضَدَ يَخْضِدُ خَضْداً فعل متعدّى و به معناى قطع كردن و از بين بردن خارهاى درخت است . و
مَخْضُودٍ
يعنى سِدرى كه خارهايش گرفته شده است ؛ چون درخت سِدر خار دارد .
« در تفسير « الدّرّ المنثور » حاكم تخريج و تصحيح كرده ، و بيهقى
هامش
( 1 ) آيات 27 تا 33 ، از سورهء 56 : الواقعة