تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
وَضْناً به معناى بافتن است ، و مَوْضُونَة يعنى بافته شده از الياف ، و اين ، استعاره از استحكام است . و تقابل بهشتيان در جلوس و نشست ، كنايه از كمال انس و حسن معاشرت و صفاء باطن آنهاست ، كه هيچگاه به پشت سر و قفاى يكدگر ننگرند ، و با عيب‌جوئى و غيبت نمودن ، باطن خود را بر خلاف ظاهر آلوده ننمايند .
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ * بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ * لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ .
« 1 » « پيوسته اطفال نابالغِ نورس و تازه ، گرداگرد آنان براى خدمت در گردش آيند ، اطفالى كه پيوسته و جاودان به همان حالت حداثتِ سنّ مىمانند ( و يا اطفالى كه گوشواره بر گوش دارند ) . با كوزه‌ها و ابريق‌ها و كاسه اى مملوّ از شراب مَعين كه بياشامند و بيارامند ؛ ولى براى آنان در اثر خمارى اى كه از خمر پيدا مىشود هيچگونه صُداع و سر دردى پيدا نمىشود ، و هيچگاه بواسطهء سُكر حاصل از آن ، عقلشان از دست نميرود . »
وِلْدانٌ
جمع وَليد است به معناى پسر نورس . مُخَلّد يا از خُلود و خُلْد و خَلْد است به معناى دوام و بقاء ، و يا از خُلْد و خَلَدَة است - با دو فتحه - به معناى گوشواره . أكْواب جمع كُوب است ، و آن ظرفى است كه نه دسته دارد و نه لوله ، چون كوزهء بدون دسته . و أباريق جمع إبْريق است و آن ظرفى
هامش
( 1 ) آيات 17 تا 19 ، از سورهء 56 : الواقعة