تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
در اين آيه مىبينيم كه لقاء و ديدار را مترتّب بر علم نافع و بر عمل صالح گردانيده است ، و اين همان لقاء و ديدار
أُخْفِيَ لَهُمْ
است كه مترتّب بر
جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
مىباشد . و چون در آيه :
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ .
« 1 » اثبات زيادتى بر خواست و مشيّت بندگان شده است ، و خداوند چنين خبر داده است كه بندگان مؤمن هر چه در مشيّت و اراده شان بگنجد براى آنان حاضر و موجود است ، بنابراين ، اين آيه مىفهماند كه آن زيادتى در تحت مطلق مشيّت نيست ، و از اراده و درخواست و طلب خارج است . و چون از طرفى ميدانيم كه آن ، كمالى است ، و هر كمالى بدون شكّ واقع در تحت مشيّت بهشتيان است ، پس بنابراين ، آن كمال نمىتواند چيزى بوده باشد مگر كمال غير محدود و غير متعيّن به حدود ؛ و به همين جهت در تحت اراده قرار نگرفته است ، چون هر چه در تحت اراده و مشيّت قرار گيرد محدود ميگردد .

مؤمنان ، به شرف لقاء پروردگار خواهند رسيد

و از اينجا به خوبى استفاده شد كه : مؤمنانِ طالب ديدار خدا إجمالًا ، به شرف ديدار و لقاء خداوند متعال تفصيلًا خواهند رسيد . و آن ديدار بالاتر از هر كمال متعيّن و محدود است ، و برتر از هر چه در وصف آيد ، و بالاتر از هر لذّت و بَهجَت و سُرور و حُبورى است كه در تصوّر بگنجد ؛ و آن اندكاك و فناى در ذات لا محدود و غير متناهى
هامش
( 1 ) آيه 35 ، از سورهء 50 : ق
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 160 | السيد محمد حسين الطهراني