طلب او بيرون است :
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ .
و كلمهء
جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
مىفهماند كه آن پاداشِ بزرگتر از مشيّت ، به عنوان پاداش و مزد عمل است ؛ و آن نيز مملوك انسان مؤمن است . و بنابراين از اين آيه چنين به دست مىآيد كه براى انسان كمالى است كه بالاتر از مرتبهء فهم و واسعتر از سعهء انديشه و فكر است ، و ممكن است آن كمال را انسان در اثر عمل به دست آرد .
تفسير آيه : وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
و البتّه آنچه كه خارج از حدود و ظرفيّت انسان باشد ، غير از خدا و تجلّيات خدا و نظر به وجه خدا چيزى نيست .
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ .
« 1 »
« وجوهى در آن روز ، تر و تازه و باطراوتاند ، كه بسوى پروردگارشان نگران و نگاه كنندهاند . »
و البتّه اين نگاه و رؤيت ، مشاهدهء با دل است كه در جهتى نمىگنجد ، و مستلزم جسميّتى و تشبيهى براى خدا نيست .
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً .
« 2 »
« پس هر كس اميد لقاء و ديدار پروردگارش را داشته باشد ، بايد عمل صالح بجاى آرد ، و هيچكس را در عبادت پروردگارش شريك نگرداند . »
هامش
( 1 ) آيه 22 و 23 ، از سورهء 75 : القيامة
( 2 ) قسمتى از آيه 110 ، از سورهء 18 : الكهف