شريفه :
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
نازل شد ؛ به پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم گفته شد : اى رسول خدا چقدر آن روز طويل است ؟ حضرت فرمودند : سوگند به آن كسى كه جانم در دست اوست ، آن روز براى مؤمن به اندازه اى سبك و سريع مىشود كه از يك نماز واجب كه در دنيا بجا مىآورده است سبكتر و سريعتر است .
و نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمودهاند :
اگر حساب آن روز را كسى ديگر غير از خدا مير سيد هر آينه مردم پنجاه هزار سال درنگ ميكردند و هنوز تازه از حساب فارغ نشده بودند ؛ و ليكن خداوند در يك ساعت حساب همه را ميرسد و فارغ مىشود . « 1 »
با اين دو روايت معناى پنجاه هزار سال خوب روشن مىشود كه اين درازا بر حسب حالات مختلف بندگان است ، امّا براى مؤمنان سبك و سريع و راحت است چون
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
سيمايشان تازه و شاد و خرّم است و پيوسته به پروردگارشان نظر ميكنند ؛ بنابراين امر را بر واقعيّت خود مشاهده ميكنند .
اينست معناى نسبى بودن زمان وقوف براى سؤال و حساب در موقف قيامت .
و امّا آنچه دانشمند غربى : أينشتين دربارهء نسبيّت زمان گفته است ابداً ربطى به اين مطلب ندارد
هامش
( 1 ) . تفسير « مجمع البيان » طبع صيدا ، ج 1 ، ص 352