تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
همه كس طالب يارست چه هشيار و چه مست * همه جا خانه عشق است چه مسجد چه كنشت
انسان بِما هُوَ إنسان بسوى او در حركت است و ملاقات كنندهء طلعت و ديدار جمال او .
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ
« 1 » . اى انسان ! تو با هر مشقّت و سختى و تعبى است ، بسوى پروردگارت رهسپار هستى ! پس او را ملاقات ميكنى ! غاية الامر ، فرق است بين سير مؤمنان و كافران ، و بين سير صالحان و طالحان ، و بين سير مقرّبان و غير آنان و بين سير أصحاب اليمين و أصحاب الشّمال ، و بالاخره بين سير مكشوف‌شدگان نزد آنها اسرار الهى و بين محجوبان . عاشقان لقاء و جمال او ، و مشتاقان طلعت زيبا و سيماى جلال او ، و شوريدگان صحنه حيرت ، و وارستگان از هواى نفس و مكائد و مصائد ابليس ، و راه يافتگان به عزّ حريم حضور ؛ پيوسته در انوار تجليّات و نفحات سبحانيّه حضرتش غرقند ، و آنى حال و مجالِ نزول ندارند .
چه التفات به لذّات كائنات كند ؟ * كسى كه گشت گرفتار زلف و خال حبيب درون من نه چنان از حبيب پر شده است * كه گر حبيب درآيد ، بود مجال حبيب « 2 »
هامش
( 1 ) آيه 6 ، از سورهء 84 : الإنشقاق ( 2 ) « ديوان مغربى »