مرحوم آيه الله حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى فرموده است :
و چه بسا تمام همّ و غمّش و تمام افكار و نيّاتش مستغرق در حضرت ربّ الارباب شود ؛ تا به جائى كه دلش از ياد غير خدا تعطيل گردد ؛ و از التفات به غير خدا منعزل شود و عقل او از تدبير در امور او باز ايستد ، و براى او شبيه حالت بُهت و حيرت در اثر شدّت عشق پيدا شود ؛ همچنان كه در بعضى از حالات أمير المؤمنين عليه السّلام وارد شده است ؛ و به همين مطلب در حديث معراج اشاره شده است آنجا كه گويد :
وَ أَسْتَغْرِقَنَّ عَقْلَهُ بِمَعْرِفَتِى ، ثُمَّ لَاقُومَنَّ لَهُ مَقَامَ عَقْلِهِ . « 1 »
« من عقل و قوهء تدبير او را مستغرق در معرفت و شناخت خودم ميكنم ؛ و سپس خودم بجاى عقل او مىنشينم و تدبير امور او را بدست ميگيرم » .
و امّا آن كسانى كه از لقاء خدا محجوب ، و از عشق به خدا محروم بوده ، و از وظائف ايمان و عمل صالح گريزان ، و به افكار شيطانيّه و نفسانيّه گرفتار ، و در عوالم بُعد محجوب و محبوس بودهاند ؛ و پيوسته فكر و ذكرشان امور اعتباريّه و كثرات وهميّه و شئون سرابيّه عالم غرور بوده است .
أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
. « 2 » « اينچنين مردمى ، ندا و دعوت از راه دورى به آنها ميرسد » .
در روز قيامت خوب گذرانِ زمان را ادراك ميكنند و از جزئيات مسائل عمل كرده شده ، بازپرسى ميشوند و محاسبه ميگردند ؛
هامش
( 1 ) « أسرار الصّلاة » طبع حروفى ، ص 299
( 2 ) ذيل آيه 44 ، از سورهء 41 : فُصّلت