7 -
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها
. « 1 »
« گويا در روزى كه مردم قيامت را ببينند ، درنگ نكردهاند مگر يك شبى را تا صبح ، و يا يك صبحى را تا شب » .
و بر اين اساس رواياتى در اختلاف ادراك اهل برزخ ، طول برزخ را وارد شده است ؛ و ما در بحث از عالم برزخ آنها را ذكر كرديم .
نسبى بودن زمان و موقف قيامت براى صالحين و طالحين
و امّا در موقف قيامت ، و وقوف انسان براى سؤال و حساب ، نيز روايات دلالت دارند بر آنكه اين موقف براى همه يكسان نيست ؛ براى مؤمنان و صالحان بسيار زودگذر ؛ و براى كافران و فاجران بسيار طولانى و بطىء است ، براى انبياء و اولياء خدا سريع ؛ و براى اشقياء كُند و ديرگذر است .
معناى نسبى بودن زمان اهل موقف در قيامت
و البتّه ما ميدانيم كه آن زمان موهومى نيست بلكه حقيقى است ؛ و همانطور كه در بحث معاد جسمانى مشروحاً بيان شد موقف حساب و سؤال و كتاب و ميزان و صراط بعد از فناء فى الله است و در عالم بقاء بالله پس از طىّ فناء مىباشد و در عالم بقاء هر چيز به جاى خود محفوظ است : زمان ، مكان ، جسم و بدن ، سؤال و مؤاخذه ، لذّت و بَهجت ، غم و غصّه ، گريه و خنده ، شادى و اندوه ، بهشت و جهنّم .
و بنابراين حتماً بايد ادراك اختلاف كمّيّت امتداد زمان ، برحسب اختلاف درجات ادراكات و اعمال مردم بوده ، و نسبى بودن زمان نسبت به مراحل متفاوت روندگان بسوى حرم الهى بوده باشد ؛ چون همه بسوى خدا در حركتند ، و همه پويا و جوياى او .
هامش
( 1 ) . آيه 46 ، از سورهء 79 : النّازعات