يك روز يا مقدارى از يك روز !
خداوند به او خطاب فرمود : بلكه صد سال طول كشيده است !
فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ .
« 1 »
دوّم داستان اصحاب كهف است ، كه چون خداوند آنان را به خواب برد ، و خواب آنها سيصد سال شمسى كه سيصد و نه سال قمرى است طول كشيد ؛ چون آنها را بيدار نمود ؛ بعضى از آنان به بعضى ديگر گفتند : چقدر درنگ ما در اينجا طول كشيده است ؟ !
آنان در پاسخ گفتند : يك روز يا مقدارى از يك روز ، درحالىكه خداوند ميدانست چقدر طول كشيده است .
وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ .
« 2 »
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً * قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا .
« 3 »
سوّم : عدم ادراك افرادى كه در برزخ رفتهاند ، مقدار كشش زمان را در آن عالم . و اين به علّت همان تجرّد برزخى و عبور از عالم طبع است گرچه مجرم و گنهكار بودهاند ؛ و اين معنى در هفت جاى از قرآن بازگو شده است :
1 - :
يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا .
« 4 »
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 259 ، از سورهء 2 : البقرة
( 2 ) قسمتى از آيه 19 ، از سورهء 18 : الكهف .
( 3 ) آيه 25 و صدر آيه 26 ، از سورهء 18 : الكهف
( 4 ) آيه 52 ، از سورهء 17 : الإسراء