قابل آن نعمتها و در ازاء و برابر آن قرار گيرد ؛ مخصوصاً اگر با قصور بندگان در اعمال ، خطايا و گناهانشان را ضميمه نمائيم .
پس مراد از حساب در اوّل خبر كه ميفرمايد : كُلُّ مَحَاسَبٍ مُعَذَّبٌ ، حساب بر نحو مُداقّه و مناقشه و جستجو از خفاياى اعمال و ريزهكاريهاى افعال است ؛ همانطور كه دَأب و دَيَدنِ حسابگران دنيا چنين است كه در حساب از جزئى و كلّى نمىگذرند . « 1 » و لذا در بعضى از اخبار به جاى لفظ كُلُّ مُحَاسَبٍ مُعَذَّب ، لفظ مَن نُوقِشَ فِى الْحِسَاب ( كسى كه در حساب با او دقّت گردد ) آمده است .
بر اين اصل كه گفتيم ، حسين بن مسعود در شرح سُنّت با إسناد خود از بخارى از سفيان بن أبى مريم ، از نافع از عبدالله ابن عمر از ابن أبى مليكه روايت كرده است كه : عائشه زوجه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم عادتش چنين بود كه هر مطلبى را كه مىشنيد و معنايش را نمىفهميد ، براى فهم آن به رسول الله مراجعه ميكرد .
و رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم فرموده بودند : مَنْ حُوْسِبَ عُذِّبَ « هر كس را كه حساب كنند عذاب مىشود » . عائشه گويد : من به رسول الله گفتم : آيا گفتار خداى تعالى :
فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً
مگر نيامده است ؟
حضرت رسول در پاسخ گفتند : مراد از اين حساب ، مقام عَرْض و فحص است وَ لَكِنْ مَنْ نُوقِشَ فى الْحِسَابَ يَهْلِكْ « از هر كس كه در هنگام حساب ، دقّت كارى و مناقشه به عمل آرند هلاك مىشود » . « 2 »
حسين بن مسعود در شرح خود گويد : اين حديثى است كه همه
هامش
( 1 ) در مثال فارسى زبانان وارد است كه متّه به ته خشخاش گذارد .
( 2 ) اين روايت را بخارى در صحيح خود ، طبع بولاق ج 1 ، ص 28 از سعيد بن أبى مريم از نافع بن عمر از ابن أبى مليكه نقل كرده است .