تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
« 1 » و به سيماى آنان قتر و ذلّت عارض نمىشود و نميرسد ؛ و ايشان ياران بهشتند كه پيوسته در آن مخلّد مىباشند . علىّ بن إبراهيم گفته است كه حضرت باقر عليه السلام فرموده‌اند : مراد از قتر ، فقر و گرسنگى و مراد از ذلّت ، خوف و دهشت است . « 2 » مجلسى رضوان الله عليه از دو كتاب حسين بن سعيد از محمّد بن عيسى از عمر بن إبراهيم بيّاع سابرى از حُجْرُ بْن زائدة از مردى از حضرت أبى جعفر عليه السّلام روايت كرده است كه آن مرد ميگويد : به حضرت گفتم : اى پسر رسول الله ! من حاجتى دارم ! فرمود : در مكّه به نزد من آى ! پس عرض كردم : اى پسر رسول الله ! من حاجتى دارم ! فرمود : در مِنَى به نزد من آى ! و سپس عرض كردم : اى پسر رسول الله ! من حاجتى دارم ! فرمود : بگو حاجتت چيست ؟ ! پس عرض كردم : اى پسر رسول الله ! من گناهى را مرتكب شده‌ام كه بين من و خداست ، و هيچكس را از آن اطّلاعى نيست ! پس بسيار بر من گران آمد تا مدتى كه معيّن فرمودى كه صبر كنم و در
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 26 ، از سورهء 10 : يونس ( 2 ) « تفسير قمّى » طبع سنگى ، ص 286 و 287 ؛ و طبع حروفى ج 1 ص 311
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 232 | السيد محمد حسين الطهراني