تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
برايشان كافى باشد ؛ و سپس داخل بهشت ميرود . فقير به او ميگويد : علّت توقّف تو چه بود ! ؟ غنىّ ميگويد : طول حساب . پيوسته از من سؤال ميشد از چيزهائى كه داشتم و يكى پس از ديگرى مىآمد ، و خداوند از من ميگذشت و مىآمرزيد ، و سپس از چيز ديگر مورد بازپرسى قرار ميگرفتم ، تا جائى كه خداوند به رحمت خود مرا فرا گرفت و به بازگشت كنندگان ملحق ساخت ! پس بگو ببينم تو كيستى ؟ ! فقير ميگويد : من همان فقير هستم كه اينك در موقف حساب با تو بودم ؛ امّا بعد از آنكه من به بهشت آمدم ، نعمت‌هاى دنيوى كه در دست تو بود طول حساب و دگرگونى امر تو گرديد . « 1 »

روايات وارده در آسانى و سختى حساب

در « تفسير علىّ بن إبراهيم قمّى » در روايت أبى الجارود از حضرت باقر عليه السّلام در تفسير آيه شريفه :
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ
« 2 » مراد از حُسنَى كه بر نيكوكاران داده مىشود بهشت است ؛ و امّا زياده بر حُسنى كه داده مىشود ، منظور دنياست ؛ چون آنچه را كه خداوند به نيكوكاران در دنيا بدهد ، در روز قيامت محاسبه نمىكند ؛ پس خداوند براى خصوص از اين دستهء مردم پاداش دنيوى و اخروى را جمع نموده است ؛ بواسطه نيكوترين كردارشان در دنيا و آخرت به آنان جزا و پاداش ميدهد . و خداوند دربارهء آنان ميفرمايد :
هامش
( 1 ) « : امالى صدوق » طبع سنگى ص 216 و 217 و نيز اين روايت را در « عدهء الداعى » طبع سنگى ص 85 آورده است ( 2 ) صدر آيه 26 ، از سورهء 10 : يونس