در حكمش نيست .
پس اگر در جائى ملاحظه شد كه نظير اين معانى آورده شد و شبيه اين الفاظ براى اداء معنى استعمال گشت ، مراد حصول اين معانى در ظرف ادراك و فهم حسابشدگان از مخلوقات است ، نه در حيطهء علم خدا .
مثلًا در قرآن مجيد وارد است :
وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ .
« 1 »
« صاحبان خرد و أُولو الالباب كسانى هستند كه از بدى حساب در خوف و هراسند » .
و نيز وارد است :
فَحاسَبْناها حِساباً شَدِيداً .
« 2 »
« و چه بسيار از ساكنان شهرها و قريهها كه از امر خدا سرپيچى كردند ، پس ما آنان را به حساب شديدى محاسبه كرديم » .
و سرّ و علّت تمام اين مطالب آنست كه علم حقّ تعالى به جميع موجودات حضورى است ؛ پس تمام سلسلهء موجودات از علل و معلولات در نزد خدا حاضرند .
وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ .
« 3 »
« و تمام زمين در روز بازپسين در مُشت خداست ؛ و آسمانها پيچيده شده در دست قدرت او » .
تمام سلسلهء اسباب و مسبّبات به همان مسبّب الاسباب مربوط
هامش
( 1 ) ذيل آيه 21 ، از سورهء 13 : الرّعد
( 2 ) قسمتى از آيه 8 ، از سورهء 65 : الطّلاق
( 3 ) قسمتى از آيه 67 ، از سورهء 39 : الزُّمر