بيشتر ميدهد » .
بر اثر تربيت گندم ، سنبلهاى گندم زياد دانه ميدهند ؛ و دانهء درشت ميدهند ؛ ولى هيچگاه نمىشود بجاى گندم عدس بدهند ؛ برنج برنج ميدهد .
رزق و پاداش هر دو مترتب بر عمل است
پس همينطور كه اين نتائج و آثار بر اعمال مترتّب مىشود ؛ و ما ميتوانيم آن را به رزق تعبير كنيم ميتوانيم به حساب و پاداش تعبير كنيم ، و اين آثار هم رزق است و هم حساب و هر دو چيز واحدى هستند .
از جهتى كه عمل اوّل مستحقّ اين است و مقتضى پديد آمدن اين است آن را حساب گويند .
و از جهت آنكه از او در استدامهء وجود خود استمداد مىكند آن را رزق و روزى گويند .
و دائماً ابر فيض رحمت پروردگار ، از درياى وسيع اقيانوس اطلسِ وجود منبسط بر كاينات ، آبگيرى مىكند . و بر عالم امكان مىبارد ، قطره پشت سر قطره ، آنى متوقّف نيست . هر قطره كه باريد ، به دنبالش قطرهء ديگرى است كه به او استمداد مىكند ؛ و حيات خود را نگه ميدارد ، و وجود خود را ثبات ميدهد .
پس قطره دوّم نسبت به قطرهء اوّل رزق است ؛ و از نقطهء نظر اينكه استحقاق دارد و اقتضا مىكند حساب است ؛ ما كه الآن در اينجا نشستهايم ، هر عملى كه انجام دهيم از جهت اينكه نتيجه اى بر آن مترتّب است ، و آن نتيجه موجب بقاء و ثبات وجود ماست ؛ رزق ماست ؛ و از جهت اينكه نتيجهء عمل ماست حساب ماست . پس ببينيد : بين رزق و حساب چه اندازه