مقيّد و متعيّن به ماهيّات امكانيّه ، نه براى خدا كه ماهيّت او عين انّيّت و هستى اوست ؛
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
.
ما موجودى مادّى و طبعى هستيم ؛ خواب و بيدار داريم ؛ امّا خداوند خواب نيست ؛ بيدار هم به او نمىتوان گفت . چون خداوند بيدارى در مقابل خواب را هم ندارد ؛ بيدار است ، يعنى عالِم است ؛ نه آن بيدارى كه در مقابل خواب است و قسيم خواب است ، و بنابر همين اصل ، ما در اسماء حقّ تعالى اسم بيدار نداريم ؛ و چنين نيامده است كه يكى از اسماء او يَقْظان يا مُسْتَيْقِظ باشد .
خداوند هيچوقت خوابش نمىبرد تا بيدار باشد . چون بيدار ، و مستيقظ كسى است كه بيدارِ در مقابل واژهء خواب باشد ، خدا بيدارىِ ملازم با ذاتش دارد نه مثل بيدارى ما . و چون قضيّه از اين قرار است بنابراين از بندگان خود چه قسم حساب ميكشد ! خيلى تند و سريع .
خداوند سريع الحساب است
يكى از اسماء خداوند أسْرَعُ الْحاسِبين است فوراً تمام حسابها را ميكشد و در برابر انسان قرار ميدهد ، و يكى از اسماء او سريع الحِساب است در چند جاى قرآن وارد است كه
وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ
.
عيناً چون سرعت رزق است ؛ چگونه حضرت حقّ رزق هر موجودى را به آن موجود مىرساند .
رزق ، افاضهء جهت حياتى است براى ادامه وجود هر موجود ؛ و اختصاص به رزق مادّى ندارد . هر چه به انسان براى ادامه وجود او ميرسد رزق اوست ؛ حيات ، عقل و ادراك و معانى كلّيّه نفسانيّه ، و مددهاى صوريّه قواى ذهنيّه ؛ و امدادهاى قواى حسّيّه خارجيّه همه