وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً
« أبداً فيض و عطاى حضرت احديّت از كسى منع نميشود . »
نور پاك و روشن خورشيد چونكه ميرسد به لالههاى روشن و بلورهاى شفاف و متلألئ ، روشن و نورانى است ، و در ظرفهاى سياه و سنگخارههاى سخت تاريك و سياه است ، و چون بر شيشهء سياه و تيره بتابد سياه و تيره است ، لُجّههاى نور ، پاك و طاهر از آسمان مىآيد ليكن در ظروف مختلفه جلوههاى مختلف دارد .
اختيار در افراد بشر چون ظروف پاك و يا آلوده ، باران فيض رحمت حقّ را در خود پاك و يا آلوده مىكند ؛ و بدين جهت ظهور طاعات و معاصى در جهان آدميّت به هم ميرسد ؛ و خوبى و بدى و حسن و قبح پديدار ميگردد ؛ انسان تا نفس آخرين كه در دنيا زيست مىكند مختار است ؛ و اين اختيار كه جاى انكار نيست او را بهشتى و يا جهنّمى مىنمايد ، اگر اختيار نبود بدى و خوبى نبود ، بهشت و دوزخ نبود ، ثواب و عذاب نبود .
سيّد الشّهداء هم اختيار داشت ؛ شِمر هم اختيار داشت ؛ و در هر صورت فعل از جانب حقّ است . و در دو ظرفِ نيّت و اراده و اختيار مختلف ، به دو گونه جلوهء متفاوت دارد .
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ
« 1 » .
« دأب و عادت خدا اينطور نيست كه قومى را گمراه كند بعد از آنكه آنان را هدايت كرده است تا آنوقتى كه براى آنها كيفيّت تقوى و موارد تقوى را بيان كند » .
هامش
( 1 ) » . قسمتى از آيه 115 ، از سورهء 9 : التّوبة