تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
و همچون راه و روش دنياپرستانهء خود ، جامعه علم و ادب را نيز از سلوك راه لقاء باز دارند ؛ آرى متحابّين در جلال خدا مقصد و مقصودى ، و هدف و منظورى ، و غايت و معبودى جز خدا ندارند .
هر سو كه دويديم همه سوى تو ديديم * هر جا كه رسيديم سر كوىِ تو ديديم هر قبله كه بگزيد دل از بهر عبادت * آن قبلهء دل را خم ابروى تو ديديم هر سَروِ روان را كه در اين گلشن دهر است * بر رسته به بستان و لب جوى تو ديديم از باد صبا بوى خوشت دوش شنيديم * با باد صبا قافلهء بوى تو ديديم روى همه خوبان جهان بهر تماشا * ديديم ولى آينهء روى تو ديديم در ديدهء شهلاى بتانِ همه عالم * كرديم نظر نرگس جادوى تو ديديم تا مِهرِ رخت بر همه ذرّات بتابيد * ذرّات جهان را به تك و پوى تو ديديم
هامش
مجلسى نيز در « بحار » بنا بر طبع كمپانى جلد « عدل و معاد » كه سوّم از مجلّدات است در ص 263 با جيم آورده است ، ولى در طبع اخير كه حروفى است در ج 7 ، ص 250 با حاء آورده است و در تعليقهء آن نيز روايت را از آحاد غريب شمرده است .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 174 | السيد محمد حسين الطهراني