تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
5 - « و اگر اقوامى به مالهاى خود در راه محبوب انفاق كنند ، اينان را مىيابى كه با جان‌هاى خود بدون بخل و دريغ انفاق ميكنند » . 6 - « و اگر به چنين عاشقان و محبّانى ، سرّى از اسرار به امانت سپرده شود ، چنان در كتمان آن ميكوشند كه تو سينه‌هاى آنان را مقبرهء اسرارى خواهى يافت كه البتّه از نقل و بازگو كردن آن پاكتر و منزه‌تر است » . 7 - « و اگر آنان را به دورى و مهجورى بيم دهند و از هجران بترسانند ، از دهشتِ چنين تهديدى ميميرند ؛ و اگر آنان را از كشتن بترسانند ، با عشق و علاقهء باطنى و با ميل و گرايش درونى خود به سوى كشته شدن مىشتابند » . 8 - « سوگند به جان خودم كه در عالم حقيقت و واقعيّت ، اينان فقط عاشقانند ، و باقى افرادى كه دم از عشق ميزنند و يا به اين پايه نرسيده‌اند عشق آنان از شوخى و هزل تجاوز نمىكند » . اين افراد در خدا فانى و سپس به بقاء خدا باقى گشته‌اند ؛ و بنابراين چون به كمال رسيده‌اند ميزان انسانيّت هستند ؛ در تمام عالم بشريّت غير از علىّ بن أبى طالب و اولاد طاهرينش و غير از دخت رسول الله فاطمة زهراء و دختر برومندش سرّ أمير المؤمنين : زينب كبرى ، در زير اين آسمان نيلىفام چه ميزانى افضل و اشرف براى مردان و زنان سر برآورده است ؟ آن درجه از طهارت و پاكى سرّ ، و ضمير و قلب و نفس و خيال و حسّ ؛ آن فتوّت و جوانمردى ، آن ايثار و گذشت ، آن محبّت در جلال خدا ، آن عبوديّت و بندگى آن