« براى آنكه كسانى كه هلاك و تباه ميگردند و از روى بيّنه و حجّت باشد و كسانى كه زنده ميشوند و حيات معنوى مىيابند نيز از روى بيّنه و حجّت باشد » .
عمل بعضى آنقدر درخشان و روشن است ، كه از دائرهء افكار و حيطهء تصوّرات خارج است ؛ آنقدر اين اعمال داراى درخشش و نور است كه ديدهء هر بيننده را خيره مىكند ؛ و آنقدر داراى صفا و طهارت است كه از وصول و نيل و سعهء وجودى فرشتگان نيز خارج است ، زيرا آن اعمال اختصاص به شيفتگان لقاء الهى ، و عاشقان جمال لا يزالى و ساعيان در راه او و فراموش كنندگان غير او هستند ؛ و بنابراين چه مزدى و جزائى را ميتوان براى آنان تقدير نمود و اندازه گرفت ؟ درحالىكه ميدانيم آنان نه تنها با فكر و تصوّرات ذهنيّه ، و نه تنها با قلب و مُدرِكات باطنيّه ، بلكه با سرّ خود و با تمام وجودِ خود از عالم هستى گذشتهاند و وجود عاريتى و مجازى را به خاك نسيان سپرده ، و براى ابد فراموش نمودهاند ؛ و خيمه و خرگاه خود را در عالم ازليّت و ابديّت حضرت حقّ به اندكاك و فناى در ذات حضرت احديّت زدهاند ؛ و بنابراين غير از خود خدا هيچ مزد و جزائى نخواهند داشت .
آن طهارت و خلوص و آن درجه از نيّت ستوده و استغراق در مشاهدهء محبوب لا يزالى بود كه به عمل مولانا و مولى الموحّدين : أمير المؤمنين عليه أفضل صلوات المصلّين ، چنان جوهره و اصالتى داد كه با يك شمشيرى كه بر فرق عَمْرو بن عَبْدَود فرود آورد ، اول ما خلق الله و صاحب مقام محمود على الإطلاق . محمّد مصطفى صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود :
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧١