تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
مردم پاداش ميگيرند ، و تحقّق و واقعيّت بر ميزان و معيارى كه درجهء هر يك را در عالم انوار و حقائق مشخّص مىكند مىباشد .
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ * تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيها كالِحُونَ
. « 1 » « پس آن روز كه در صور دميده شود ، ديگر در بين مردم مراتب خويشاوندى و روابط نَسَب و رَحِميّت نيست ؛ و كسى از حال ديگرى نپرسد ؛ و از يكديگر سؤال نكنند . پس هر كسى كه موازين عملش سنگين باشد فقط آنان از رستگارانند ؛ و كسى كه موازين عملش سبك باشد ، آنان كسانى هستند كه نفوس خود را باخته و در زيان و خسارت افكنده‌اند و در جهنّم جاودانه اقامت كنندگانند ؛ آتش دوزخ چهره‌هاى آنها را ميسوزاند ، و آنان در آن آتش از زشت‌منظران و كَريه‌چهرگانند » . معيار و ميزان ، انبياء و اوصياء هستند و هر امّتى با موازين روحى و عملى و سلوكى امامش سنجيده مىشود و حجج الهيّه كه واسطهء فيض و تربيت و تعليم تشريعى مردم هستند معيار قرار ميگيرند و خداوند با مردم ، با سنّت و منهاج آن حجّت‌ها احتجاج مىكند و سؤال و مؤاخذه و پرسش مىنمايد ؛ و ثواب ميدهد و يا عقاب مىكند .
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
. « 2 »
هامش
( 1 ) آيات 101 تا 104 ، از سورهء 23 : المؤمنون ( 2 ) قسمتى از آيه 42 ، از سورهء 8 : الانفال
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 170 | السيد محمد حسين الطهراني