عباد و مؤاخذهء در تقصير است ؛ چون كسى را كه خداوند دربارهء كوتاهى از اعمالش در مقام وقوف توبيخ كند ، از آثار و تبعات آن خلاصى نيست ؛ و كسى را كه خداوند مورد عفو خود قرار دهد به نجات و رهائى و فلاح فائز ميگردد : و كسانى كه موازين آنها سنگين باشد ، بواسطهء استحقاق ثواب بيشتر ، آنان از رستگارانند ؛ و كسانى كه بواسطهء كمىِ طاعات موازين آنها سبك باشد ، كسانى هستند كه نفْسهاى خود را باخته و در دوزخ جاودانه مىمانند .
و قرآن به لغت عرب و به حقيقت و مجاز اين لغت نازل شده است ؛ و بر الفاظ مردم عوامّ و آنچه را كه از اباطيل در افكار و انديشه شان مىآيد نازل نشده است ؛ ( تمام شد گفتار مرحوم مفيد قدّس سرّه ) .
مجلسى در اينجا گويد : كلام ما و نظر ما در مسألهء إحباط گذشت و امّا انكار ميزان به اين وجوه ، پسنديده نيست چون دانستى كه براى تصحيح معناى ميزان ، وجوهى را ذكر كردهاند .
آرى بعضى از روايات سابقاً ذكر شد كه دلالت داشت كه مراد از ميزان معناى حقيقى آن نيست ؛ و بدين جهت ميتوان قائل به آن شد ؛ اگرچه ممكنست كه بعضى از اخبارى كه دلالت دارند كه ميزان ، انبياء و اوصياء عليهم السّلام هستند ، بر حضور آنان در پاى ميزان و بر حكومت كنندگان بر ميزان حمل كرد .
ليكن بعضى از احاديث را ابداً نمىتوان تأويل نمود مگر با تكلّف تامّ ؛ پس بنابراين ما به ميزان ايمان مىآوريم و حقيقت علم به آن را به حاملين وحى و قرآن موكول مىكنيم ؛ و با تكلّف دنبال فهميدن
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 155
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٥