عدل يك قدرى دقيقتر و لطيفتر باشد ، چون عين تحقّق است ؛ و امّا عدل در مرتبهء ثانى است كه انسان بايد چيزى را با حقّ اندازه گيرى كند و ببيند كدام زياد است و كدام كم ؟ آن وقت معناى عدل صادق مىشود .
إنَّ الْقُرْءَانَ يُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضًا . « 1 » « قرآن خودش مفسّرِ خودش مىباشد ، و بعضى از آن بعضى از قسمتهاى ديگر خود را تفسير مىكند . »
حسنات ثقيل است و بالا مىرود و سيات سبك رو به پايين
ميزانى كه در روز قيامت بر پا ميدارند هم حقّ است و هم عدل . وزن در آنجا حقّ است يعنى حقّ وزن دارد ؛ باطل وزن ندارد . و در آن آياتى كه عنوان ثقل و خفّت آمده است ؛
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ
؛ در مقابل ثقل و سنگينى ، خفّت و سبكى ميزان است ؛ مؤمنين ميزانشان سنگين است و كافران سبك ، هر چه بديها و سيّئات بيشتر باشد ميزان سبكتر است ؛ و هر چه خوبيها و حسنات بيشتر باشد ميزان سنگينتر است ؛ به علّت آنكه چون ميزان فقط حقّ است ، و با حقّ سنجيده مىشود پس هر چه عنوان حقّ و تحقّق در آن بيشتر باشد سنگينتر و هر چه در آن كمتر باشد سبكتر است ؛ و معلوم است كه حسنات داراى عنوان حقّ مىباشند و امّا سيّئات باطلند ؛ و باطل جُفاء و هَباء است ؛ بى مقدار و بى ارزش است .
و اين بر خلاف عالم مادّه و طبع است كه چيز سنگينتر و كثيفتر بيشتر به طرف زمين و قوّهء جاذبه آن جذب مىشود ؛ در عالم تجرّد و معنى هر چه موجودات وزينتر و اصيلتر باشند بيشتر صعود ميكنند
هامش
( 1 ) . در « الدّرّ المنثور » ج 2 ، ص 8 از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم نقل نموده است كه فرمودند : إنَّ الْقُرْءَانَ لَمْ يُنْزَلْ لِيُكَذِّبَ بَعْضُهُ بَعضًا ، وَ لَكِنْ نَزَلَ لِيُصَدِّقَ بَعْضُهُ بَعْضًا . و نيز در « نهج البلاغهء » خطبهء 131 ( و از طبع مصر مطبعة عيسى البابى الحلبىّ با تعليقهء شيخ محمّد عبده ج 1 ، ص 252 ) وارد است كه : يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ ؛ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ