تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
پس نتيجه آنكه كلام مفيد و كلام مجلسى رحمة الله عليهما هر يك به نوبهء خود حائز اهمّيّت و اصالتى است و نيز هر يك به نوبهء خود داراى حَزازت و منقصتى ؛ و الحَمد لِلّه أوّلًا و آخراً . در آنجا ميزان عدل نصب مىشود در آيه شريفه داريم :
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ
. « 1 » « ما براى روز قيامت ميزانهاى عدل و داد را قرار ميدهيم ؛ پس ابداً به صاحب نفسى ستم نمىشود . و اگر آن ستم به قدر سنگينى يك حبّة خَردَل ( يك دانهء فلفل ) بوده باشد ما آن را مىآوريم ؛ و ما محاسب كافى و تامّ و تمامى هستيم . » و از طرف ديگر ميفرمايد :
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ
. « در آن روز وزن حقّ است . » و از اينجا استفاده مىشود كه ميزانِ حقّ همان ميزانِ عدل است ؛ كما اينكه در بعضى از روايات هم وارد شده است كه مراد از ميزان در روز قيامت ميزان عدل است ؛ البتّه معناى عدل با معناى حقّ يك تفاوتى دارد : عدل يعنى چيزى را كه انسان چون با چيزى ديگر برابر كند ، در آن چيز نه زيادى است و نه كمى ، بلكه مساوات من جميع الجهات است ؛ و جنبهء افراط و تفريط در آن نيست . امّا حقّ يعنى عين تحقّق و واقعيّت ؛ و شايد حقّ مفهومش از
هامش
( 1 ) آيه 47 ، از سورهء 21 : الانبياء
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 157 | السيد محمد حسين الطهراني