از نفس خود و ذهن خود به آن اضافه مىكند ؛ و در نتيجه از نقطه نظر مقدار ، چيزهائى را فهميده است و چيزهائى را هم كه در خارج نبوده و ذهن تيز او آفريده است ، آنها را هم به عنوان موجود خارجى فهميده و بدان معتقد شده است ؛ و اين البتّه غلط است ؛ و شخصى كه ذهنش ضعيف است و در فهم معانى كند است ، و داراى صفت بَلَه است او نيز مطالب را كمتر از واقعيّتش ادراك مىكند و اين نيز غلط است .
و حدّ معتدل بين جُربزه و بَلاهَت ، حكمت است كه داراى صفت عدالت است ؛ يعنى فهميدن بطور صحيح و كامل . نه در فهم آن حقيقت ، كوتاه بودن و نه زياده بر آن چيزى را اضافه كردن و جزء آن پنداشتن .
دربارهء ملكه سخاوت و انفاق و دربارهء ايثار و فداكارى و دربارهء عفو و اغماض و دربارهء يكايك از صفات نفسانيّه ، ميزان عدالت را مىآورند و با آن مىسنجند .
چون شجاعت افراد شجاع را با آن ميزان اندازه گيرى كنند بايد در يك كفّه آن معيار عدالت را قرار دهند ، و در كفّه ديگر آن شجاعت افراد را و معلوم است كه اگر كاملًا هم وزن باشد ، آن شجاعت به حدّ اعلاى خود بوده است ، و اگر سبكتر باشد و به آن حدّ اعلا نرسيده است ، ولى معلوم است اگر بسيار سبك باشد از حدّ عدالت كه شجاعت است دور بوده و به تهوّر و يا جبن گرائيده است .
و چنانچه شجاعتهاى مورد قبول در روز قيامت بايد علاوه بر جنبه اعتدال از قصد تقرّب برخوردار بوده و از هوى و هوس و اميال
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٧