تهوّر و بى باكى است و تهوّر مذموم است و اگر از حدّ پائينتر آيد آن جبن و ترس است ؛ و آن هم مذموم است ؛ شخص كامل شجاع است ؛ نه متهوّر و نه جَبان ؛ شخص بى باك بدون تأمّل و درايت كارى را انجام ميدهد ؛ و كارش غلط است ؛ و به همين علّت هم بعداً دچار پشيمانى و ندامت مىشود ؛ و شخص ترسو هم به علّت ضيق و گرفتگى نفسانى خود از انجام كار صحيح در موقع خود براى دفاع از حريم غيرت و عزّت خود كوتاهى مىكند ؛ و بالنّتيجه انجام نمىدهد ؛ و آن نيز دچار پشيمانى و ندامت مىشود ؛ ولى شخص شجاع ، آن دفاع را به اندازهء لازم و در موطن لازم انجام ميدهد ؛ و آن صحيح است و هيچگاه دچار ندامت هم نمىگردد .
در روز قيامت شجاعتها را با ميزان عدل اندازه گيرى ميكنند يعنى با شاخص شجاعت ؛ يعنى شاخصى قرار ميدهند از شجاعت كه عدلِ صرف است و هيچ جنبه تهوّر و جبُن درش نيست ؛ و تمام شجاعتها را با آن مىسنجند .
در عفّت و حيا اگر از حدّ بگذرد آن خُمود است كه مطلوب نيست و اگر به حدّ لازم هم نرسد آن شَرَه است يعنى كم حيائى و آن نيز مطلوب نيست ؛ ملكه عفّت حدّ معتدل بين دو صفت افراطى خمود و صفّت تفريطى شَره است و آن عدالت در اين صفت است .
در حكمت و فهم و زيركى اگر از حدّ بگذرد جُربُزه است كه مطلوب نيست چون شخصى داراى جربزه است آنقدر حدّت ذهن و تيزى فهم دارد كه علاوه بر آنكه به مطالب زود ميرسد ، چيزى هم
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٦