تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
بلكه آن قلم حقيقى است به جهت آنكه حقيقت قلم و روح قلم و تعريف قلم در آن موجود است ، بدون آنكه با آن قلم معنوى چيزى باشد كه خارج از معناى قلم بوده باشد . و همچنين است ميزان مثلًا ؛ چون آن را در لغت وضع كرده‌اند براى معيارى كه با آن مقادير را بسنجند ؛ و اين معناى واحدى است كه حقيقت و روح ميزان است ؛ و قالبها و صورتهاى مختلفى دارد كه بعضى از آنها جسمانى است و بعضى روحانى . پس تمام چيزهائى كه با آن اشياء را مىسنجند ميزان ناميده مىشود ؛ مانند ترازوهائى كه دو كفّه دارد و با آن اجرام و سنگينى را اندازه گيرى ميكنند ؛ و مثل قپان و نحوهان مانند آنچه را با آن اوقات و ارتفاعات ستارگان را مىسنجند مثل اسطُرلاب ؛ و آنچه را با آن دائره‌ها و قوسها را اندازه ميگيرند همچون پرگار ؛ و آنچه را كه با آن ستونها و ديوارها را مىسنجند ، مثل شاغول ؛ و مانند آنچه را با آن خطها را اندازه ميگيرند مثل خط كش ؛ و آنچه را كه با آن شعرها و قافيه‌ها را اندازه گيرى ميكنند ، مثل علم عَروض ؛ و مانند آنچه را كه با آن فلسفه را اندازه ميگيرند و صحّت و سقم آن را مىسنجند مثل علم منطق ؛ و آنچه را كه با آن بعضى از مُدركات را مىسنجند مثل حسّ و خيال ؛ و آنچه را كه با آن همه اين معيارها مىسنجند مثل عقل كامل . « 1 »

ميزان امت‌ها پيامبران و اوصياء آنها هستند

و نيز فرمايد : و بالجمله ميزان هر چيز بر حسب خود آن چيز
هامش
( 1 ) تفسير « صافى » ، در مقدّمه چهارم از مقدّمات دوازده گانه اى كه از نفيس‌ترين مطالب است ، و آنها را مرحوم فيض به عنوان مقدّمه بر اين تفسير آورده است . از طبع وزيرى ج 1 ص 19