داراى ثقل ميشوند ، هر كدام سنگينتر است رو به پائين و هر كدام سبكتر است رو به بالا ميرود .
امّا آن عالم عالم مادّه نيست ؛ و بر اين اصل ، اعمال را نمىسنجند كه رو به مركز زمين مجذوب شوند .
آنجا عالم عِلوى است ؛ و هر چيز به اصل خود بر ميگردد و به منبع و سرچشمه خود مىپيوندد و ملحق مىشود . پس هر عمل خوب به مركز اسماء و صفات حقّ متعال ميرود ، و كلام طيّب نيز بسوى ذات حقّ ميرود .
در آنجا هر عمل را با واقعيّت اندازه گيرى ميكنند ؛ و چون آن عالم عالم علوى است در مقابل عالم سِفلى ، هر عمل كه واقعيّتش بيشتر باشد بالاتر ميرود ؛ رو به اسماء و صفات حقّ ميرود ؛ رو به خود حقّ ميرود .
و هر عمل كه حقيقتش كمتر باشد رو به آن طرف نميرود ، رو به عالم قرب نميرود ؛ رو به بُعد ميرود و عالم بُعد پائين است و سافل ، و عالم ابعد عالم اسفل و اسفل السّافلين است .
بنا بر آنچه گفته شد ، معلوم مىشود كه آياتى كه دلالت دارد بر آنكه كلمه طيّب بسوى خدا بالا ميرود ؛ و خداوند مؤمنان و اهل علم را بالا مىبرد ، براى اينست كه در آنجا مركز ، بالاست ؛ و هر كس واقعيّتش بيشتر باشد ، ثقلش بيشتر است ؛ و بسوى مركز كه در بالاست ميرود ؛ و هر كس ثقلش كمتر باشد از آن مبدأ دور مىشود .
چون اين مطالب معلوم شد ، اينك وقت آن رسيده است كه
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٤