طريق از مأموريّت را به قلب آنان الهام فرمايد .
بلكه مراد از وحى به زنبور عسل عبارت است از آن خلقت و آفرينشى كه خداوند متعال در اين موجود قرار ميدهد ؛ و آن خاصّهاى كه آن را بدان مىآفريند ؛ و قواى فكريّه و سازمان فطرت و سرشت و غرائز آن را بدانها مجهّز مىنمايد ؛ كه از ميان خُلَل و فُرَج كوهها و از ميان درختان و در شكافها و سوراخهاى سقف خانهها براى خود كَندو بسازد ؛ و منزلى بدين با شكوهى بر اساس قواعد هندسى ؛ خانههاى شش ضلعى كه عالىترين و با صرفهترين خانههاست ، بدون كم و كاست براى خود بنا كنند .
يعنى سازمان وجودى و حدود ماهُوى او را چنين قرار ميدهد كه چنان باشد ؛ و اين سازمان بر اساس خلقت پروردگار است حُدوثاً و بَقاءً . يعنى هم در اصل آفرينش و هم در افاضه خلقت و شعور و ادراك در هر آن از ناحيهء ذات اقدس حضرت رحمن دائماً به اين حيوان معصوم و ذلول و منقاد چنين وحى مىشود ؛ و پيوسته آن را بر اين فهم و شعور ، و بر اين حدود از قدرت و توانائى ، و بر اين اراده و مراد ، در انجام اين مأموريّت تأييد و تسديد و تقويت مىكند .
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها ،
يعنى دائماً پروردگار به زمين چنين نيروئى ميدهد كه ميتواند آن وقايعى را كه در خود گرفته و حفظ و نگهدارى نموده ، و به عنوان واردات ثبت و ضبط كرده است و در محفظهء بايگانى بدون هيچ تغييرى و تبديلى مصون و محفوظ داشته است ؛ همه را بيرون آورده و ارائه دهد ؛ و در محكمهء عدل خداوند ، چون موقع عرض