گواه كردار انسان است ؛ مثلًا كوه هيماليا شهادت از عمل ما نميدهد ؛ شهادت از عمل ما همان بقاع و اماكنى ميدهند كه با ما نسبت و رابطهاى دارند و به عنوان ( أيْن ) ظرف مكان ما واقع شده ؛ كما اينكه ازمنهء پيشين مانند ايّام حضرت موسى و عيسى عليهم السّلام شهادت بر اعمال ما نمىدهند ؛ همين زمانى كه ما در آن هستيم و ظرف براى وجود شخص ماست گواهى بر اعمال ما ميدهند .
بنابراين تمام افرادى كه در روى زمين قسمت شدند هر زمينى و هر زمانى حكايت مىكند از آن نسب و روابطى كه در خود گرفته و آنها را تحمّل نموده است .
اين مطالب به عنوان فلسفهء كلّيّهء شهادت امكنه و بقاع و زمان و زمين بيان شد .
امّا به عنوان جزئى : رواياتى كه در اين باره داريم كه هر جا نماز بخوانيد آن مكان گواهى ميدهد ؛ زيارت كنيد ، شهادت ميدهد ؛ حجّ نمائيد ، شهادت ميدهد ! زمين عَرَفات و مَشعر و مِنا در روز قيامت از وقوف شما و بيتوتهء شما و قربانى و رَمِى شما شهادت ميدهند ! كوه صفا و مَروه شهادت ميدهند ! مَسعَى يعنى مكانى كه در آن سعى مىكنيد ، بين صفا و مروه ؛ مطاف يعنى جائى كه گرداگرد كعبه طواف ميكنيد ؛ همه داراى روحند ؛ و داراى نورند ؛ و داراى حيات و شعورند ؛ و همه گواهان و شاهدانند ؛ اين روايات ، به اندازهاى بسيار است كه قابل احصاء نيست ليكن در باب واحدى جمعآورى نشده است بلكه در ميان ابواب فِقه و زيارات و ادعيه و قرآن پخش شده است .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 271
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٧١