تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
نهفته در يك سلّول نمىتواند اطّلاع حاصل كند ؛ تا چه رسد به آنكه علومش از اين سلّول گسترش بگيرد به تمام موجودات و عوالم و بواطن آنها و مبدأ و مُنتهاى مسيرى كه آنها دارند ؛ جز ذات أقدس حقّ عالمِ السّرُّ و الخفيّات و علّام الغيوب كه ميتواند علم پيدا كند ؟ و علاوه بر اين ، علمِ هر موجودى در حيطه خود آنست ؛ انسان علم به عالَم حيوان ندارد ، حيوان علم به انسان ندارد ؛ انسان علم به نبات ندارد ، نبات علم به انسان ندارد ؛ نه نباتات از جمادات خبرى دارند ؛ و نه جمادات از آنها ؛ هيچ موجودى را علم به موجود دگر نيست ، هر موجودى از خود خبر دارد ، آن هم بسيار بسيط و ساده و بطور اجمال . حضرت جمال الحقّ و مرآت العارفين مرحوم آية الله حاج شيخ محمّد جواد أنصارى همدانى رضوان الله عليه ميفرمودند : روزى كه حضرت موسى على نبيّنا و آله و عليه السّلام زمين را حفر ميكرد ، در آن طبقات زير زمين كلنگش به سنگى گرفت و سنگ شكافته شد و در ميان آن كِرم ريزى به چشم خورد . حضرت موسى عرضه داشت : بار پروردگارا ! ميخواهم بدانم اين كرم ريز را در وسط سنگ در تاريكىهاى اعماق زمين براى چه آفريدى ؟ فوراً خطاب رسيد : اى موسى ! اين كرم هم روزى هفتاد مرتبه از من مىپرسد : موسى را براى چه مصلحتى آفريدى ؟ انسان كه اشرف مخلوقات است ، به اينست كه قابل انعطاف است ، و آن قُوى و استعدادى كه به او داده شده است ميتواند ترقّى دهد و به
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 215 | السيد محمد حسين الطهراني