نطق كه اعطاء حقّ است اينها دارند ؛ و مبدأ نطق از طرف پروردگار است ، آن در ما تجلّى كرد و ظهور نمود ؛ و ما را به گفتگو در آورد ؛ آن خدائى كه تمام موجودات را به نطق در آورده است و هر كدام به نوبهء خود داراى نطق و تكلّم هستند .
اعضاء و جوارح داراى حيات و شعور هستند
شما تصوّر كرديد كه ما كه پوستهائى هستيم ! يك موجود مردهء فاسد بى فهم و شعور و عديمُ الإدراك مىباشيم ! نه ، اينطور نيست ؛ الآن عالَم ، عالَمِ حيات است ؛ و تمام موجودات داراى زندگى هستند و زندگى زندگى خداست .
وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
. « همان خدائى كه شما را در ابتداى آفرينش خلق نمود و بازگشت شما هم بسوى اوست . » همان خدا چنين قدرتى دارد ؛ و ما همه در مشت او هستيم .
وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ .
شما كه از اين گناهان اجتناب نميكرديد و پرده رويش نمىكشيديد ! و خود را از اين مناظر مستور نميداشتيد : نه ازاينجهت بود كه از اين عواقب وخيم و نتائج أعمال بر حذر نبوديد ؛ و هراس و وحشت نداشتيد ! بلكه ازاينجهت بود كه اعتنائى به خدا نداشتيد ؛ و چنين مىپنداشتيد كه خدا بر اعمال شما اطّلاع ندارد ! هر گناهى كه مينموديد گمان مىبرديد خدا جداست و عمل هم جدا ؛ خدا بسيارى از كارهايتان را نمىفهمد ؛ ديگر نميدانستيد كه در نفس عمل ،