تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
بدن انسان كه در دنيا تحمّل مىكند و در آخرت ادا مىنمايد أعمّ از گوش و چشم و جلود و دست و پا و غيرها ، زنده هستند ؛ و داراى فهم و إدراك . زيرا اگر بگوئيم اينها حيات و علم ندارند و خداوند صوتى در اينها ايجاد مىكند و مثلًا پهلوى دست انسان در روز قيامت صوتى پديد مىآورد كه مثلًا اين دست دزدى كرده است ؛ آيا مىتوان نام اين را شهادت دست گذارد ؟ مىتوان گفت دست گواهى داد ؟ أبداً أبداً ، اين‌طور نيست . شهادت دست وقتى صادق است كه خود دست گفتگو داشته باشد ؛ و نسبت گفتار مستقيماً به خود آن بوده باشد ، نه مانند ضَمُّ الْحَجَرٍ فى جَنْبِ الانْسانِ صدائى در مجاور دست پديد آيد و آن صدا چنين گويد . و اگر بگوئيم كه الآن اين دست در دنيا زندگى و حيات ندارد و علم ندارد و در روز قيامت حقّ او را زنده ميگرداند ، و به او شعور و علم ميدهد و او شهادت ميدهد اين نيز كافى نيست . در دنيا اين دست مرده و بى شعور بوده چگونه تحمّل شهادت كرده تا در قيامت بيايد و اداء شهادت كند ؟ و در اين صورت بين دست و يك موجود اجنبى چه فرق خواهد بود كه خدا دست را به نطق در آورد ، و آن موجود را در نياورد كه آن گواهى دهد ؟ پس افاضهء علم و حيات فقط در روز قيامت كافى براى صدق معناى شهادت نيست ؛ اينها بايد در دنيا فهم داشته باشند ؛ و بنابراين دست و پا و جلود فهم و شعور دارند ؛ و در فلسفهء متعاليه ثابت است كه تمام موجودات بدون استثناء
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 203 | السيد محمد حسين الطهراني