پوست چنان كه گواهى دهد بسيار شگفت انگيز است ؛ و بنابراين علّت ، دشمنانِ خدا را خيلى ناراحت مىكند و مضطرب مىنمايد كه حتّى پوست بدن كه انسان در دنيا براى آن هيچ موقعيّتى از فهم و شعور و ادراك قائل نبود حالا در اين وضعيّت خطير عليه او شهادت ميدهد .
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا
. « به پوستهايشان ميگويند : چرا بر ضرر ما گواهى ميدهيد ؟ !
آنها در پاسخ ميگويند : اختيار با ما نيست ؛ پوست يعنى چه ، اراده اراده خداست ؛ آن خدائى كه به چشم ميگويد : ببين ! به گوش ميگويد : بشنو ؛ به زبان ميگويد : بگو ، آن خدائى كه تمام موجودات را هر يك به نوبه خود به سخن در آورده است ؛ همان خدا به ما امر كرده است كه اينك بيائيم و در اين محضر گواهى دهيم ، ما كنار از اراده و اختيار خدا چيزى نداريم ! نه ما و نه چشم ما و نه گوش ما كه از نزد خود اختيارى داشته باشيم ؛ و يك جا بتوانيم شهادت دهيم ؛ و جاى ديگر ندهيم من چون پوست بشره شما هستم بتوانم مراعات حال شما را بكنم ؛ و شهادت بر عليه شما ندهم ؛ ما از خود چيزى نداريم !
خداست كه ما را به نطق در آورده است ؛ و وقتى خدا به نطق در آورد ، ديگر بين زبان و چشم و گوش و پوست بدن تفاوتى نيست .
قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ
. « ميگويند : خدا ما را به سخن در آورده است ؛ آن خدائى كه همه چيز را گويا كرده و به سخن در آورده است ؛ و نميگويند : خدا ما را به شهادت وا داشت چون اصل