تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
خطابات قرآنيّه همان طورى كه راجع به مؤمنين است راجع به كفّار هم هست ؛ چون بحثى داريم كه احكام و تكاليف اختصاص به مسلمين دارد يا أعمّ از مؤمنين و كافرين است ؟ حقّ اينست كه براى همه هست ؛ منتهى اگر كفّار به جاى آرند صحيح نيست ، به جهت آنكه شرط قبول ، اسلام و قصد تقرّب است ؛ و ليكن چون اسلام و نيّت قربت در تحت اختيار آنهاست مىتوانند شهادتين بر زبان جارى كنند و اسلام بياورند تا بتوانند قصد تقرّب كنند و آن اعمال را بجا آرند . وَ الإِيجَابُ بِالإِختِيَارِ لَا يُنَافِى الإِختِيَارَ كَمَا أَنَّ الإِمتِنَاعَ بِالإِختِيَارِ لَا يُنَافِى الإِختِيَار . « 1 » و بنابراين ، همانطور كه كفّار در روز قيامت نسبت به اصول دين مؤاخذه مىشود و مورد عذاب واقع ميگردند همينطور نسبت به فروع دين اينچنين است . و همانطور كه از آنان سؤال مىشود كه چرا به خدا ايمان نياوردى ! ؟ توحيد او را نپذيرفتى ؟ ! به پيامبر اسلام نگرويدى ! ؟ معاد را قبول نكردى ! ؟ همينطور علاوه بر اينها مورد سؤال قرار ميگيرند كه چرا نماز نخواندى ! ؟ زكات ندادى ! ؟ چرا نكاحت طبق نكاح اسلام نبود ! ؟
هامش
( 1 ) اين دو قاعده اصولى است كه در علم اصول از آنها بحث مىشود و مفادش اينست كه : چيزى كه بر انسان بواسطهء اختيار او لازم و واجب گردد و انسان در به جا آوردن آن مضطرّ شود ، منافات با اختيار او ندارد ، و همينطور چيزى كه بواسطهء اختيار انسان ممتنع گردد منافات با اختيار ندارد .