كنند . چرا ؟
براى اينكه انسان در مرحلهء صعود و در مقام قرب به جائى ميرسد كه هيچ موجودى از انسان بالاتر نمىتواند باشد ، حتّى ملائكهء مقرّب . گويند انسان اشرف مخلوقات است . آن انسانى كه در مقام تذكيه و تزكيه و تهذيب به جائى رسيده است كه ديگر از حيطه علم و قدرت ملائكهء مقرّب بالاتر آمده ، و بين او و ذات اقدس پروردگار هيچ حجاب و فاصلهاى نيست ، در آنجا فرشتهاى توان ورود را ندارد ، انديشه و خاطره ، علم و سعهء قدرت مَلَكى راه ندارد كه ثبت و ضبط آن دقائق خلوت مؤمن را با حضرت حقّ بكند .
در روايات داريم كه معصومين عليهم السّلام فرمودهاند : لِى مَعَ اللهِ وَقْتٌ لَا يَسَعُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ . « براى هر يك از ما حالاتيست كه آن حالت در سعه و گنجايش هيچ فرشتهء مقرّبى نيست . و ادراك عالى و فكر بلند پرواز هيچ ملكى قدرت ندارد آن حالت را ادراك كند و دستش بدان برسد ؛ أمير المؤمنين عليه السّلام در دعائى كه به كميل بن زياد نخعى تعليم فرمودند ، به پروردگار عرض مىكند :
وَ كُلَّ سَيِّئَةِ أَمَرتَ بِإِثبَاتِهَا الكِرَامَ الكَاتِبِينَ الَّذِينَ وَكَّلتَهُم بحفظِ مَا يَكوُن مِنِّى وَ جَعَلتَهُم شُهُوداً عَلىَّ مَعَ جَوَارِحِى وَ كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَىَّ مِن وَرَائِهِم وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِىَ عَنهُم . « 1 »
« بيامرز اى خداى من بر من هر كار زشتى را كه انجام دادهام ! آن كارى كه فرشتگان بزرگوار و نويسندهء خود را كه براى حفظ و ثبت
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » جلد 18 ، ص 360