را ميخوانند به نامهء عمل ؛ و نامهء عمل فاجران و كافران از طرف ائمّهء باطل ميرسد و آنان از ناحيهء شقاوت ، مأمومان را به طرف نامهء عمل خود ميخوانند .
ولى ذكر شد كه تمام اينها منطوى در امام مبين است ؛ و تمام نامه اعمالى كه از طرف اين ائمّهء حقّ ميرسد ، و از طرف ائمّهء باطل ميرسد همه در تحت نظر و سيطرهء مقام ولايت كبراى الهيّه است .
بايد دانست كه مقام شهادت هم اختصاص به ائمّهء حقّ دارد ، و ائمّهء باطل قدرت بر شهادت ندارند . امامان باطل فقط مىتوانند امّت خود را دعوت كنند بسوى نامهء عملشان ؛ و علّت آنكه قدرت بر گواهى ندارند اينست كه در طرف امامان به حقّ نور است و اشراق ، و علم است و حيات .
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
« 1 »
« خداوند ولىّ كسانى است كه ايمان آوردهاند و آنان را از تاريكى به نور داخل مىكند . »
امامان باطل قدرت بر شهادت ندارند
امّا در ناحيهء امامان باطل ظلمت است و كورى ، و جهل و ضيق و تنگى و گرفتارى .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ
. « 2 »
« و كسانى كه كافر شدهاند ، اولياى آنها مردم طغيانگر و سركش
هامش
( 1 ) صدر آيه 257 ، از سورهء 2 : البقرة
( 2 ) قسمتى از آيه 257 ، از سورهء 2 : البقرة