هستند كه آنان را از نور به تاريكىها داخل ميكنند . »
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
« 1 »
« و كسى كه در اين عالم دنيا چشم بصيرت خود را نگشوده باشد و كور باشد ، او در آن عالم آخرت نيز كور است ، و راهش گمنامتر و گمتر است . »
در جائى كه خود امامان باطل كور باشند ؛ چگونه گواهى ميدهند بر اعمال پيروانشان ؟ كورى ميخواهد دست كورى ديگر را بگيرد و سوّمى دست هر دو را و چهارمى دست هر سه را و همينطور بروند جلو .
ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
. « 2 »
صدر اين آيه چنين است :
أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ
. يعنى : « مثل ظلماتى است در درياى متلاطم پر لجّه كه موجى او را فرا ميگيرد و روى آن موج ديگر ميزيزد ، و از بالاى آن ابر است » .
تاريكىهائى است كه طبقات آن هر يك بر روى ديگرى انباشته شده است ، بطورى كه آن شخص گرفتار در ظلمت اگر دست خود را مثلًا از جيب خود بيرون آورد و در مقابل خود نگاه دارد ، از شدّت
هامش
( 1 ) آيه 72 ، از سورهء 17 : الإسراء
( 2 ) قسمتى از آيه 40 ، از سورهء 24 : النّور