تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
ظلمت هيچگاه امكان ديدن آن براى او نيست ؛ آرى كسى كه خداوند براى او نور قرار نداده است او از پيش خود نور ندارد . آن كسى كه بر فراز آسمان است و با هواپيما از ابرها گذشته است و در زير تابش مستقيم نور خورشيد حركت دارد ؛ و عالم را نگاه مىكند و مشرق و مغرب را مىبيند ؛ و اين فضاى روشن و زمين را در زير مشاهد مىكند ؛ چقدر فرق دارد با كسى كه در ده هزار مترى زير آبهاى دريا رفته ؛ و لجّه روى لجّه او را گرفته و طوفان و موج بر سر او ميريزد ؛ و ابرهاى تاريك و انبوه آسمان دريا را پوشانيده است ؛ زير آن درياى ژرف و تاريك كجا را مىبيند ؟ ماهىهاى زير دريا چشم ندارند ، چون در آنجا نور نيست تا محتاج به چشم باشند ؛ و اگر فرضاً ما يكى از ماهىهاى فراز آب را به اعماق دريا ببريم و فرض كنيم كه بدنش تحمّل آن مقدار از فشار آب را داشته باشد و مدّتى در آنجا بماند ، چشمانش را از دست ميدهد ؛ اگر كسى را شش ماه در جائى كه أبداً روزنه‌اى از نور نباشد زندانى كنند ، گويند : بعد از اين مدّت چشمان خود را بطور مسلّم از دست ميدهد و نابينا ميگردد ؛ آرى اينها نتيجه و ره‌آوردهاى ظلمات است . قرآن ميگويد :
إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها
چون دست خود را از آستين برون كند خود هم به هيچوجه قادر بر ديدن آن نيست . ائمّهء باطل نور ندارند ، امّتشان هم نور ندارند ، آن وقت بر چه شهادت دهند ، راه علم و كسب اطّلاع بر آنان مسدود است ، هيچ ، هيچ ، از سرّ كسى از باطن كسى خبر ندارند ، فقط ظلمت بر روى ظلمت