مىشود دور گردنش و بطور « لَفّ » جمع مىشود . هر عملى بر روى عمل ديگر لَفّ و پيچيده ميگردد و ديگر به چشم نمىخورد . چون تمام اعمالى را كه انجام دادهايم الآن در پيش چشم ما حاضر نيست ؛ اعمالى انجام ميدهيم و ميگذرد .
عيناً مانند كاغذهائى را كه در سابق الايّام مىنوشتند و آن را لوله ميكردند و از شهرى به شهر ديگر ميفرستادند ؛ بخصوص پادشاهان كه عهد نامهها را مىنوشتند و أحكامى را صادر ميكردند ، آن را طومار مىنمودند ؛ و روى يك صفحهء كم عرض و طولانى به طول ده متر ، پنج متر ، دو متر يا كمتر و بيشتر ، بعد از نوشتن و امضاء كردن ، آن را مىپيچيدند و لوله ميكردند بطور طومار ، و به شكل استوانه در مىآمد ، و جلدى براى آن از طلا و يا نقره مىساختند و آن طومار را در آن جلد گذارده و سرش را لحيم نموده و براى طرف مقابل ميفرستادند كه اگر أحياناً در راه باران بيايد رطوبت بر آن اثر نكند و بهتر محفوظ باشد .
اين طومار چون به دست طرف مقابل مىرسيد و آن را باز ميكرد نامه را از اوّل ميگرفت و تا به آخر ميخواند به همان ترتيبى كه نوشته شده بود .
پس ، وقتى كه اين نامه را مىنوشتند به تدريج آن را پيچيده و لوله مىنمودند تا آن كاغذ تمام مىشد ؛ و وقتى كه ميخواستند بخوانند بايد همهء آن را باز ميكردند و از اوّل مطلب ميخواندند تا آخر . در وقت نوشتن ، كاغذ را به تدريج لفّ نموده و مىپيچيدند ؛ اينك در موقع
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 270
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٧٠