وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ ؛ الَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّى ، وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوَارِحِى ، وَ كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَىَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِىَ عَنْهُمْ . « 1 »
« خدايا بيامرز بر من هر سيّئه و گناهى را كه انجام دادهام ! آن گناهانى را كه تو فرشتگان بزرگوار نويسندهء خود را امر فرمودى كه آنها را ثبت كنند ؛ آن كرام كاتبين كه بر حفظ من و أعمال من و بر ثبت و ضبط آثار من گماشتهاى ، و آنان همه را ثبت كردند ، و تو آنان را به همراه جوارح من گواهانى بر من قرار دادهاى . و همچنين بيامرز گناهانى را كه به علّت نهايت دقّت و خِفاء ، از دست آن فرشتگان گذشت و آنها نتوانستند ثبت كنند ولى تو ثبت كردى ! از نظر تو پنهان نشد ! تو بر فراز آن فرشتگان مراقب من بودى و شاهد بر آنچه از آنان مخفى بود ! »
چون فرشتگان ثبت و ضبط كنندهء أعمال ، تمام أعمال ظاهرى را يادداشت مىكنند ، و أعمال باطنى را نيز يادداشت مىكنند ، ولى بعضى از نيّتهائى كه در درون و عمق قلب است به اندازهاى دقيق و رقيق و لطيف است كه قابل ادراك ملائكه نيست ، و نه با اين چشم ظاهر و نه با آن چشم باطن فرشتگان نمىتوانند ببينند . امّا خدا مىبيند ، و از نظر او چيزى پنهان نيست . چرا ؟ چون : كُنْتَ أَنْتَ
هامش
( 1 ) اين جمله از فقرات دعاى كميل است كه شيخ طوسى در « مصباح » از ص 587 تا ص 592 ، و نيز كفعمى در « مصباح » خود و در « البلد الامين » ، و سيّد ابن طاووس در « إقبال » ، و مجلسى در « زاد المَعاد » آن را روايت كردهاند .